یه اتفاق بد
سلام پسرعزیزم...
چند روز پیش یه اتفاقی افتاد که خدا خیلی خیلی بهم رحم کرد. حدود ساعت 4برات توی شیشه یه کم آبگوشت گذاشتم وشیشه رو توی کتری روی گاز گذاشتم یه ساعت بعدش دیدم آب کتری کم شده یه لیوان آب از سماور برداشتم ودرحال ریختن توی کتری بودم که ناگهان بووووووووووووووووووووووووووووووووومب![]()
![]()
آره مثل اینکه آب سرد رو ریخته بودم روی شیشه داغ که شیشه ترکید ویه صدایی وحشتناکی کرد که بابایی از اتاق بالا دوید اومد وفکرمیکرد چیزی منفجرشده خودمم تا یک ساعت داشتم میلرزیدم ومتاسفانه شما بدون آبگوشت ماندی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه اتفاق بد 


